سيد محمد على ايازى

157

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

2 . اثبات وجود خالق : هركسى ، پروردگار خود را فطرتاً مىشناسد . خالق را مىتوان با دلايل عقلى و برهانى اثبات كرد و اگر كسى خلق را انكار كرد ، اين ، به خاطر غلبهء شقاوت اكتسابى او بر استعداد فطرى است . راه ديگر براى شناخت پروردگار ، شناخت نظرى و استدلالى است كه مىتوان از اثر ، پى به مؤثر بُرد . ديگر طريق ، مرتبهء معرفت شهودى و عين اليقين است و مختص به كسى است كه حق را به حق بشناسد . وى در جاى ديگر ، از برهان صدّيقين ( از حق به حق رسيدن ) استفاده مىكند . « 1 » 3 . اسما و صفات الهى : شارح ، بر توقيفى بودن اسما و صفات الهى ، با تكيه بر احاديثْ تأكيد مىكند . « 2 » اماميه ، دربارهء اسما و صفات ، روش ميانه‌اى دارد ؛ نه همانند اشاعره مىمانَد كه منشأ اتّصاف ذات حق را اقتران به مبادى اوصاف دانسته و نه چون معتزله است كه براى اين اتّصاف ، منشأى در ذات قائل نيست ؛ بلكه اماميه ، صفات را عين ذات مىداند كه شارح نيز بر آن تأكيد دارد . مثلًا دربارهء « حياى خداوند متعال » مىگويد : يعنى از او قبايح صادر نمىشود و وقتى مبادى آثار ، به او نسبت داده مىشود ، ارادهء آن مبادى ، جايز نيست ؛ بلكه مراد ، آثار آن است . « 3 » 4 . رؤيت : اشاعره ، خداوند را قابل رؤيت مىداند و معتقد است كه مؤمنان پس از رستاخيز ، به آن نايل مىشوند ، بر خلاف اماميه كه رؤيت را در دنيا و آخرت نفى مىكند و ملّا صالح ، بر آن تأكيد فراوان دارد و حتّى رؤيت وهمى را نيز نفى مىكند . « 4 » 5 . خداوند متعال فاعلِ مختار : ملّا صالح ، در جاىْ جاىِ شرح خود ، بر مختاربودن

--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 3 ، ص 70 . ( 2 ) . ر . ك : تعليقة على اصول الكافى للمازندرانى ، ج 3 ، ص 203 و 204 . ( 3 ) . شرح ملّا صالح ، ج 1 ، ص 69 و 70 . ( 4 ) . ر . ك : همان ، ج 3 ، ص 189 .